حوزه ای که امروزه بیشترین سهم را در جنگ نرم بر عهده دارد حوزهی رسانه ای می باشد،که با استفاده از رسانه و امکاناتی که در اختیار دارد طرفین را قادر میسازد تا برای تأثیرگذاری بر طرف مقابل، به اِعمال قدرت بپردازند. و در کل شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانهای است که افکار عمومی جامعه و یا به تعبیر دیگر گروه هدف را نشانه میگیرد و بر آن تاثیر می گذارد.
جنگ نرم و عملیات روانی به نقل از تازه: برای توصیف آنچه که امروزه ما آن را جنگ نرم می نامیم تاکنون اصطلاحات مختلفی وضع شده است. اما این مفهوم بیشتر با کلمه قدرت نرم یا “soft power” در اذهان عمومی شناخته شده است که اولین بار توسط دانشمندی به نام جوزف نای به شکلی امروزی مطرح شده است. حوزه ای که امروزه بیشترین سهم را در جنگ نرم بر عهده دارد حوزهی رسانه ای می باشد،که با استفاده از رسانه و امکاناتی که در اختیار دارد طرفین را قادر میسازد تا برای تأثیرگذاری بر طرف مقابل، به اِعمال قدرت بپردازند. و در کل شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانهای است که افکار عمومی جامعه و یا به تعبیر دیگر گروه هدف را نشانه میگیرد و بر آن تاثیر می گذارد. امروزه با استفاده از تکنولوژیهای ارتباطاتی مانند اینترنت،ماهواره،تلویزیون و … تأثیرگذاری راحتتر اعمال میشود.روشهای عمدهی این شیوه عملیاتی نیز بدین صورت است که با انجام مطالعاتی نسبت به گروه هدف سعی می شود مولفه های اصلی و تاثیر گذار در جامعه رفتاری شناسایی شده و با برنامه ریزی منظم ،این اطلاعات صحیح را بهعنوان پوشش و چتری بهکار میگیرند تا در دل آن، چند موضوع خلاف واقع و نادرست را با تجزیه و تحلیلهایی جهت دار و بهعنوان کالا و خدمات عمومی فرهنگی وبا جذابیت ظاهری که آنها برای مخاطب ایجاد میکنند، ایشان را در پی بردن به انگیزهی اصلی، دچار مشکل سازند. زیرا هنگامیکه مخاطب تنها متوجه صحت چند مورد از این مؤلفهها است، کل آن پدیده و تحلیل ارائه شده از آن را میپذیرد. دشمنان از این طریق میتوانند اهداف مورد نظر خود را به مخاطب تحمیل کنند. یکی از اهداف مشخص دشمن در نبرد نرم، به تسخیر در آوردن دامنهی افکار عمومی و متزلزل ساختن انگیزهها در جامعه است. قدرت نرم بر عنصر مردمی و قدرت ملی کشور تأکید دارد، سلب اراده و انگیزه از مردم جهت بیتفاوت نمودن آنان نسبت به آینده جامعه و سپس تبدیل آنها به گروههای معارض، مخالف و مسئلهدار نیز از جمله اهداف جنگ نرم است. برای تحقق هر امری نیاز به زیر ساختهایی میباشد که جنگ نرم نیز از این امر مستثنا نیست.
زیر ساخت لازم برای عملیاتی شدن قدرت نرم نیز عبارتند از: «توانایی فنی و فکری که توان سازمانهای مطالعاتی و تحقیقاتی و در کل سیاست گذاران را در بر می گیردو ابزار که شامل برد رسانهها و بودجهی متناسب»می باشد. هر کشوری میتواند دو محور را بهعنوان ارزشهای حیاتی خود تعریف کند که به مخاطره افتادن آنها به مفهوم از بین رفتن پایه و اساس حاکمیت آن کشور است.
۱٫ افکار و الگوهای رفتاری جامعه
۲٫ تمامیت ارضی و حاکمیت مستقر در آن کشور
بنابراین منظور از جنگ نرم، واقعیتی است که یکی از این موضوعات حیاتی را به مخاطره میاندازد. سوالی که پیش می اید این است که هدف این نوع جنگ چیست؟ هر تهدیدی یک هدف دارد؛ هدف تهدید نرم، مختل کردن و در نهایت از بین بردن امنیت یک جامعه و در نهایت نابودی حاکمیت است. در گذشته این حقیقت با استفاده از نیروهای نظامی صورت می گرفت اما امروزه با استفاده از نیروهای فرهنگی صورت می گیرد.
افکار و الگوهای رفتاری جامعه
در دنیایی که عصر اطلاعات و ارتباطات نام گرفته است، موقعیت سازمانها با چگونگی نقش و جایگاهشان نزد افکار عمومی (Public Opinion) سنجیده میشود. آنها با فاصله گرفتن ازتبلیغات سعی میکنند با استفاده از سازوکار اطلاعرسانی و یا روابط عمومی (Public Relation) برای خود برندسازی نمایند ودر صحنه فعالیتهای اقتصادی نیز بهتر عمل نموده و موفقتر ظاهر خواهند شد. برای تحقق این مهم ابتدا باید اعتماد آنها را جلب کرده و سپس به ارائه کالای خویش بپردازند و همانگونه که در ابتدا اشاره شد این کالا می تواند هم اقتصادی و هم فرهنگی باشد.پروژهی ناتوی فرهنگی که چندی پیش رهبر انقلاب آن را مورد تأکید و توجه قرار دادند، مشتمل بر خط تهاجمی دشمن و تلاش دشمنان نظام برای ورود از عرصههای فرهنگی، هنری و رسانهای است تا به سیاهنمایی علیه ایران بپردازند. رویکرد اصلی ناتوی فرهنگی، جنگ نرم و هدف اصلی آن فروپاشی پیوندهای همگرایانه ملتی است که حدود سه دهه با تمام فشارها و کاستیها، صبر و مدارا پیشه کرده و راه پیشرفت و مقاومت در برابر زورگویی و انحصارطلبی دشمنان را برگزیده است.
همچنین اگر در فضای سایبر، به شبکههای خبری و اجتماعی نگاه کنیم، نقش گسترده آنان را در ترویج سبک زندگی غربی و در برخی مواقع برنامهریزی که از طریق این شبکهها برای براندازی حکومتهایی که در برابر سبک زندگی غربی مقاومت میکنند را شاهد هستیم. سبک زندگی یا «Life Style» مقولهای است که امروز تنها با واژه های سیاسی قابلتعریف و توجیه است. اگر به دقت به زندگی اجتماعی ایرانیان مسلمان نگاه کنیم، تأثیر سو تبلیغات نامحسوس دشمنان را که در پس کلماتی زیبا اما فریبنده مانند «زندگی متمدن بشری» و «حقوق بشر» پنهان شده است را مشاهده خواهیم نمود . بدین منظور جملاتی هستند که هرگز از دستور کار اخبار و رسانه ها ی غربی و سخن پراکنان بعضا شرقی ایشان حذف نمی شوند.
گسترش و جهانگیر شدن فرهنگ مصرفی سرمایهداری و جهانی شدن فرهنگ آمریکایی،به این معنا که سلسله افکاری که ابتدا در اروپا شکل گرفت و سپس در امریکا گسترش یافت و با آغاز قرن بیستم و به واسطه گسترش عرصه ارتباطات، گسترش فرهنگ و تمدن غربی با پیشرفت چشمگیری ادامه یافت.امروزه آن را “امپریالیسم فرهنگی” می نامند که خیلی نامحسوس ولی با سرعت بسیار بالا در حال همه گیر شدن است که معمولا با استفاده از نخبگان اپوزیسیونی که دارای تحصیلاتی از دانشگاههای غربی اند صورت می پذیرد.البته غرب و بویژه امریکا حساب ویژه ای بر روی این مورد باز کرده است که به عنوان مثال می توان به طرح فولبرایت ( ارایه بورسیه تحصیلی) و بازید سران کشورها و یا وابستگان آنها از اماکن فرهنگی در بسیاری از کشورها اشاره کرد.
تمامیت ارضی و حاکمیت مستقر در آن کشور
نقاط نگرانی غربیها در مورد ایران موارد زیر را شامل می شود که بارها مجبور به اقرار آن شده اند وآن این است که ایران مسلما برترین قدرت منطقه است و برای خنثی نمودن این تهدید(به دید خودشان) به جای رویارویی نظامی دست به دیپلماسی روباهی یا جنگ نرم زده اند و با کار کردن به روی افکار عمومی در صدد تضعیف ایران بر آمده اند.
جهش علمی ایران و خود کفایی در بسیاری از علوم
ارتباط بسیار نزدیک و عقیدتی ایران با حزبالله وسوریه که تهدیدی جدی برای رژیم صهیونیزمی به شمار می آیند.
گسترش نفوذ ایران در منطقه و رشد بیداری اسلامی.
رشد قدرت نظامی ایران علیرغم تحریمها که به صورت نگرانی از مانورها و تحرکات نظامی ایران ،ابراز می شود.
ناتوانی و عدم تأثیر قابل توجه در بازدارندگی مورد انتظار از تحریمها
رشد رو به جلوی افکار ضد سرمایه داری در جهان
و در نهایت غرب بدنبال نوعی اتحاد و ائتلاف علیه ایران است تا بتواند افکار عمومی مردم دنیا را به دست آورد. البته بر اثر مرور زمان جنگ نرم نیز کارایی خود را به تنهایی از دست داده است و امروزه به تعبیری دیگر شاهد عمل کرد قدرت هوشمند هستیم که ترکیبی از قدرت نرم و قدرت سخت است. یعنی با پشتوانه قدرت نظامی (البته بدون بکار گیری قدرت نظامی) سعی در تحریک افکار عمومی دارند،مثلا در گفته هایشان اعلام می کنند که جنگ نظامی علیه ایران هنوز از گزینه های روی میز است و یا با بستن قراردادهای نظامی با کشور های همسایه این گزینه را نیز جهت هر گونه بهره برداری بعدی محفوظ میدارند تا پشتوانه ای برای قدرت نرم ایشان باشد.
آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۰۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۳۰







